صدای نازک و ناز بچه گانه ات هنوز هست - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 20:10
صدای نازک و ناز بچه گانه ات هنوز هست چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۳ | 0:18 | باوایی - صدای نازک و ناز بچه گانه ات هنوز هست اما میدانم آخرای این صداست و بزودی صدایت بزرگترانه خواهد بود. گذر عمر بسبار همچون باد است.ماشاالله این روزا اینقدر شیطونی و پرحرف که یکریز حرف میزنی و ما میگیم و می خندیم. بامزه ...
شروع کلاس آمادگی تیزهوشان - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 20:10
آغاز کلاس آمادگی تیزهوشان جمعه سوم مرداد ۱۴۰۴ | 0:36 | باوایی - سلام دخترک نازمامروز صبح ساعت ۹ تا ۱۱.۱۵ بردن جلسه اول کلاس آمادگی آزمون تیزهوشان . موفقیت. از کلاس که گرفتمت، راجع به کلاس با سرعت گفتی که: از استادمون خیلی خوشم نیومد چون کمی انگری بود! البته خط قرمزش خیلی خوب بود. با قیافه حق به جانب...
اول مهرماه 1404 و خبرگان هدف - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 20:10
اول مهرماه 1404 و خبرگان هدف پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۴ | 17:49 | باوایی - بالاخره و نهایتاً روزای آخر شهریور من و مامان جونت رفتیم پیش مهندس رحیمی و بعد چک و چونه ثبت نامت کردیم vip خبرگان هدف . یکماه از آغاز کلاساش گذشته بود و کمی از درسا عقب مونده بودی اما فک کنم الان دیگه یواش یواش داری بهشون ...
امروز و مسیر شیرودی - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 20:10
امروز و مسیر شیرودی پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۴ | 18:5 | باوایی - رفت و برگشت به استخر بین المللی سه گانه 9 دی شیرودی( شنا، شیرجه، واترپلو)( اینا رو مینویسم مفصل که مشخصات دقیق به یادگار بمونه! حدود چهل دقیقه ای رفت و برگشت پیاده از خونه است:الان تو پیش تیم هستی و هفته پیش تو مسابقات خود شیرودی یه ...
روزت مبارک دخملک - تاریخ: 1403/2/29 ساعت: 21:20
سلام دخملک زیبای مناین روزا آخرای سال تحصیلیه. و طبق معمول به زور تشویق و جایزه هایی که مامان برات میگیره درساتو میخونی
شب و پارک - تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 0:26
ازم قول گرفته بودی که اگر تا سر شب تکالیف مدرسه و مادم رو انجام بدی ببرمت پارک بازی کنی.اومدیم هنرمندان. فقط خودت و ددی. اول حسابی اسکیت بازی کردی با سگهای پارک . اینقد بازی کردی گفتم حتما خسته شدی. گفتی بریم تو ماشین اسکیتو بزاری و توپ والیبال بگیری. اونم حسابی با همدیگه بازی کردیم. الانم نیم ساعتی...
روزای آخر مرداد 402 - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 3:49
خیلی وقته که نمیتونم بیام اینجا و خاطراتتو ثبت کنم دخملی من.چند روز پیش تولدت بود. تولدی که همه ساله از 6-7 ماه قبلش روز شماری میکنی!بیست و یکم شب بود که نشسته بودیم . فردا قرار بود مامان دندونای عقلشو بکشه و ایلای هم سه تا دندون رو ترمیم کنه. واسه همین مامان پیشنهاد کرد که بریم شام بیرون( روما کرج)...
مدرسه - آلودگی- برودت هوا! - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 14:31
یکی دو ماهیه که مدارس رو غیر حضوری کردن و الان تازه دو روزه که دوباره حضوری از سر گرفتن.مدرسه قبلیتو همون ماه اول عوض کردیم و الان مدرسه ات نزدیک مدرسه ایلای جانه. خدا رو شکر خودتم راضی هستی . خیلی غصه میخوری وقتی مدارس غیر حضوریه و دوست داری همش بری . البته نه برای درس خوندن بلکم واسه بازی کردن!!ان...
چاپ نوروزی - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 18:58
تقویم تبلیغاتی روی میز باوایی چاپ نوروزی یعنی تقویمی که فقط نوروز رو نشون میده؟!نه دخترم نوروزی فامیلی طرفه
تولد ۸ سالگیت مبارک دخملکم - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 18:58
امروز تولد ۸ سالگیته دخملی من. گرچه اوضاع وخیمه
مهرماه و کلاس سوم - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 18:58
سلام بر دخترک شیطون خودممدرسه ات شروع شده ساعت 8.30 تا 12.30 .(تق و لق) سرویست هم که هنوز درست نشده و گویا پیمانکار سرویس با نرخهای مصوب زیر بار نمیره!! (عجب!! ) . خلاصه بعضی روزا من از کار میزنم میبرمت . بعضی روزا مامان ، بعضی روزا ایلای سیس با اسنپ میاد دنبالت و بعضی روزا هم که نمیری!! (وضعی شده خ...
ماه آخر ترم بهار - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 8:29
ماه آخر ترم بهار هستی شیطون بلای من. خدا به مامان صبر بده که تحملت میکنه و بازم دنبال درسای فارسی و انگلیشت هست
روز دختر. ایران مال .ایلای - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 8:29
سلام دخملک مندیروز روز دختر بود . پس از کلی گشتن و معطلی از بازار گل ستاری دو تا گل گلدونی کوچیک گرفتم تا مراقبش باشید و مراقبت از گل رو یاد بگیرید. دو تا کیک نقلی آرامیس هم گرفتم تا سورپرایز بشید. اومدم خونه قموشی، خواب بودی عزیزکم. خسته از فعالیت و جنب و جوش مدرسه . ساعتی بعد ایلای خانوم با همکلاس...
بشقاب گیرنده - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 8:29
هنگام تعمیر کولر مسعود دایی تو پشت بوم:آیلین :ددی، اینا چین؟ من: دیش ماهواره دخترمآیلین:دیش چیه؟ ماهواره چیه؟ من: با اینا کلی شبکه رو تلویزیون میگیرن .کل دنیا رو.آیلین: نمیفهمم. (با تعجب خاص)من: بچه تر بودی ما اینا رو جمع کردیم . واسه همین الان زبان اولت شده انگلیسی!آیلین: تعجب بیشتر و بیشتر ..... چ...
شیرینیات - تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 12:56
باوایی اسب جدیده؟(عصر جدید).یه دونه شلوار دستت گرفتی برا زمانی که کوچیکتر بودی. با خنده گفتی این شلوار واسه بچگی و پسر بودنم بوده. هر هر میخندیدی.خیلی مشغولم و کمتر وقت میکنم بنویسم.همشم شیرین حرف زدنات یادم میره خوشگل من. خیلی دوست دارم.بوس
باغ وحش - تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 12:56
صبح جمعه هفته پیش با صدای آروم گریت از خواب بیدار شدم. چشامو که باز کردم دیدم خودتو رو تخت کنار من جمع کردیو دستای کوچیک و نازت رو صورتت و دستات رو تخت شرشر گریه اما با صدای خیلی آروم.بیدار شدم احساس
کروات و... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:16
با دستت کرواتو نشونم میدی و میگی: ددی، چرا اینو نمی پوشیمیگم: دخترم نمیشه . ممنوعه سر کار.(یه فکری همراه با تعجب میکنی:چون تو مدرسه ات که ممنوع نیست)خب بپوش برای جایدیگه مثلا فروشگاه و ...میگم :اون فق
پنج شنبه بازار - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 19:32
هشتگردیم و پیش مهاجران. امروز با مامان رفتین پنج شنبه بازار و تعدادی گل گلدونی و ... خریدین. بلالی رو هم که گرفته بودین پختین و از بس خوشمزه بود منم یه دونه کامل خوردم.همه از کیفیت بلال تعریف کردیم.یه دفعه گفتی:فردا هم بریم پنج شنبه بازار و دوباره بلال بخریم!!!هه داشتیم از خوشمزگیت میترکیدیم که ماما...
مک کوئین - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:33
الان هشتگردیم. عصر که اومدین هشتگرد ،مامان موهاتو شونه کرد و مرتب شدی.مامان گفت:برو به بابایی نشون بده که خوشگل شدی.اومدی و با ناز و عشوه نشون دادی که خوشگل شدی. منم گفتم :به به دخمل من چه خوشگل شده.
طول میکشه - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:33
مامانی من میخوام یه خونه خیلی طول میکشه درست کنم. جدول سودکو رو آوردی میگی باوایی اینجارچی بنویسم؟میگم وان،تو،تری.... میگی نه اونا رو ننوشته. قربون اون حرف زدنت برم من. اون فارسی نوشته.هه بوووس