این روزا
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 16:36
سلام دخترک خیلی شیطون من دخترک کوچولوی بابا این روزا یه چیزی فراتر از شیطنت هستش . بیرون مخصوصا تو این پاساژا که میریم اصلا نمیشه نگرت داشت. همش این ور و اونور در حال دویدن و سرک کشیدن به مغازه ها و دست زدن به همه چی هستی و هیچ حس چکینما نداری. بادکنک دست دیگرون رو میگیری و .... خوشم میاد از این حست...
برخی واژه ها و کلمات
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 16:36
آی سنگ النگدان اییای جان!!! باییی جون گفتنات و توضیح دادنها و سوال کردنهای به زبان فارسیت منو کشته عزیزم.آداش (آدامس) دیشب سر شب داشتم درل میزدم به دیوار که تلویزیون که جیغ میزدی از ترس صدای درل و میگفتی باییی جون دیگه نزن!!! .....
شیطنتهای هر روز بیشتر از دیروز
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 16:36
سلام دخملک من روز به روز شیرینتر و شیطونتر میشی عزیزم.دیروز مامان بردتت نزدیک خونه دکتر علاقی گوشاتو سوراخ کرده یود. شب که اومدم دیدم خیلی خوکشل شده بودی و دو تا گوشواره نگین دار رو گوشات بود و باید تا یکماه رو گوشت باشه. اولی رو که سوراخ کرده یود آخ هم نگفته بودی و دکتر گفته بود: چن ترکمن قیزها!! ا
اووووووفففف ه من
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 16:36
شیطونیات دیگه به خودت غلبه کرده و هر جوری و با هر حربه ای باید حرف ، حرف خودت باشه. دیروز رفتیم هایپراستار . مامانی گشت و برات از این سبدایی پیدا کرد که زیرش ماشین عروسکیه که عاشقشی. با وجود اینکه سبد از اونا بود اما خدایییش پدرمونو در آوردی آآآ لییییییینم ! . اینو میخوام اونو میخوام . خواسته هات ی
شیطون بابایی
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 16:36
اگرچه بشدت شلوغی عزیزم بازم بدجور میخوایمت و با حرف زدنهای و رفتارهای نازت همه مون حال میکنیم. شلوغی که میگم قابل توصیف با الفاظ نیستشا!! بیرون که بریم حالا هر جایی باشه ، مغازه، خیابون ، پارک و ... کلا رو اعصابی!!! ها ها هر کاری که دلت میخواد میکنی و هیچ چکن ملجه نمیکنی و حضور هیشکی برات اهمیت